هنگامی که روزنامه فروش بودم
- می 14th, 2012
- داستان, داستان آموزنده, مطالب, مطالب جالب

برای نخستین بار هنگامی طعم خوشبختی واقعی را چشیدم که در «تی گو» روزنامه میفروختم. آن زمان دوران جنگ کره بود و ما در آنجا پناهنده بودیم. در آن روزها به خاطر جنگ، مردم خیلی فقیر بودند و مرگ آسانتر از زندگی بود. ما همیشه گرسنه بودیم و با این وجود یکی از بازیهای طعنهآمیز زندگی همین بود که گرسنگی به ما شجاعت زندگی کردن میداد.
برچسب ها : خاطرات زندگی کیم وو چونگ موسس شرکت دوو داستان های تاثیرگذار داستان های زندگی بزرگان هنگامی که روزنامه فروش بودم هنگامی که روزنامه میفروختم

















